مغز دیجیتال - تاریخ: 1400/12/14 ساعت: 17:18
بنام خدا بعد از انتشار اولین متن در وبلاگم، امروز مدام آمار بازدیدکنندگان را رصد میکردم، حتی منتظر خواندن نظراتی از این قبیل بودم..که تازه وارد عزیز این چرندیات چیست که نوشته ای و یا اینکه عجب قلم رسایی دارید! شاید بتوانید با ما همکاری کنید..اصولا یا صفرم یا یک. اصلا به حالت بینابینی فکر نمیکنم. به
شیر پیر - تاریخ: 1400/12/14 ساعت: 17:18
شیر هم که باشی، روزگار انگار پیرت میکند ..اینقدر در بچه داری با حوصله بودم که گاهی برای اطرافیانم عجیب مینمودم. به قدری سعه صدر به خرج میدادم که گاهی مادران اطرافم از رفتار خودشان که در گذشته با بچه هایشان داشته اند پشیمان میشدند. .. حالا چند هفته ای است که ناگهان عصبی و بی حوصله شده ام..ناگهان یک
یک شروع تازه - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:28
ادامه مطلب
دلتنگی - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:27
بنام خدا وقتی بود، تقریبا هیچکس را نداشت.مثلا ما فکر میکردیم خیلی هوایش را داریم و همه بارش را به دوش میکشیم. مثلا وقتی هر ماه یکبار یادش میکردم و سری به خانه فراموش شده اش میزدم و برایش غذایی میبردم یا میوه ای یا پفک، خیلی به خودم میبالیدم و فکر میکردم عجب آدم نوع دوستی هستم. حالا با رفتنش فهمیدم ک...

برچسب‌های مرتبط

یک شروع تازه | شروع یک داستان تازه | شروع یک زندگی تازه | رمان یک شروع تازه | بازی یک شروع تازه | شروع یک روز تازه | دلتنگی شعر | دلتنگی یعنی | دلتنگی مادر | دلتنگی چیست